ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

20

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

از ثناگويان ، تو گوى سبق بر دستى به عشق * در مديح آل عصمت با كمال طنطنه شاهد صدق است حقا نظم « كنز المعجزات » * از عنايات الهى ذكر خير السنه در ره عشق خداوندان دين فانى شدى * پس تو را باشد بقا اندر تمام ازمنه ذكر خيرت تا قيام الساعه باشد بر دوام * حق‌پرستان را به ادوار زمان در امكنه اى كه « مشتاقى » عهدى جمله مشتاق تواند * اهل دل را ديدن روى تو باشد ميمنه عارف كامل تويى اى راهرو با پاى عشق * و اصل نايل تو خواهى بود با اين مسكنه بنده « عنقا » را به ذكرى ياد ساز و شاد دار * بو گشايد حق تعالش از عنايت روزنه « 31 » علاوه بر تقريظ منظوم بالا ، تقريظ عربى منظومى هم از جناب شريعتمآب نظام العلماء نائينى ، در ديباچهء ديوان مشتاقى به طبع رسيده كه مؤيد نظر پيش است كه گفتيم ، مشتاقى مورد احترام بسيارى از رجال علم و ادب روزگار خود بوده است . به دنبال تقريظ نظام العلماء تقريظ منثورى نيز از اديب طالقانى « عنقا » دربارهء شرح احوال مشتاقى آمده كه براى تكميل اين قسمت بخشى از آن را در زير مطالعه مىفرماييد : ميرزا ابو الفضل اديب طالقانى دربارهء صفاء السلطنه نوشته است : « جناب غفران مآب رضوان اياب قدوهء ارباب و جد و حال ، سالك مسالك يقين و عرفان ، محب خاص خاندان ، مرحوم آقا ميرزا على خان نائينى كه از پيشگاه سلطنت و دولت ايران لقب « صفاء السلطنه » و از درگاه فقر محمدى صلوات اللّه و سلامه عليه و إله الطيبين الطاهرين به فحواى الفقر و فخرى و به افتخار « 32 » نام و تخلص « مشتاقى » يافت چشمش بينا ، و دلش آگاه ، و طبعش توانا بود . روزگارى دراز با اين فقير دوستى معنوى و رابطهء قلبى داشت . الحق پيرى باحال ، و بزرگوارى با فضل و كمال ، فضايل و فواضلش نه به حدى بود كه بتوان شمه‌اى از آن را به مقام بيان

--> ( 31 ) - ميرزا ابو الفضل اديب طالقانى مقدمهء ديوان مشتاقى ص 7 - 8 . ( 32 ) - متن افتخر است .